خسته اک از این همه اشک+خستم ام از این همه بغض+خسته ام از این همه تنهایی

چقدر باید بگذره وقتی بهت فکر میکنم اشکام سرازیر نشه تنم نلرزه قلبم نسوزه

نگو دروغه که دوست دارم😭مگه مخلوق خالقشو دیدع ولی عاشقشع

فرهاد بیا ببین چکارا واسش کردم که تو واسه شیرینت نکردی

خسته شدم از این همه اتیش که تو وجودمه

مگه چی خواستم از این دنیا این دنیای لعنتی 

ارزوم بود یک بار دستاشو بفشارم  تو  چشمام زل بزنم با تمام وجود بگم دوستت دارم و بعدش تو اغوشش جون بدم

خسته شدم از این همه بغض جوونن مرگ شدم 

سرد شدم میخواستم کنارم نسوزی بپایم نسوزی مثل من داغ خیلی چیزها بع دلت نمونه

یادته گفتی حتی اگه نخوای منو ، من تورا میخوام 

دلم واسه دروغات تنگ شده دروغ های قشنگی بودن

حتی اگه ازم متنفرباشی ازم حتی اگه دوستم نداشتی باشه یک روز که اسمون دلت جهنم شد یاد من میفتی

 

خسته ام

نمی دانم تاوان چى را پس میدم 

خداوندا نمیدانم چشم هایم تاون چی را پس میدن چشم هایی که پاک تر از زلال تر شیرمادرن

چشم هایی که هرگز نگاهی به نامحرم نکردن چشمای که چشمه ای از خون

خداوندا نمیدنم دستانم‌تاوان چیو پس میدن که این گونه میلرزن دستایی که تا حالا کسیو لمس نکردن

نمی دانم خداوندا قلبم تاوان چیو پس میدن قلبی که آلان شکستع و میسوزد،قلبی راضی به ناراحتی .....

خداوندا میندانی تنهام و پر از حرف نگفته ام می دانی که تن به دنیا ندادم

خداوندا کمکم کن که چشمای خونینم فریب زیبارویان دنیا نخورد

خداوندا مواظب قلبم باش میدانم که میدانی شکستست مواظب قلبم باش 

مواظب قلبم باش نزار سنگ شم 

خدایا مواظب دستانم باش که نامحرمی را لمس نکند 

خداوندا دلم میخواست کسی بود حتی تو رویا خواب دستانم را محکم بفشارد 

دستی بی منت اشکامو پاک کند حتی در رویا 

خداوندا این همه دردو کجا ببرم  این همه اشک را چکار کنم 

خداوندا بغض داره خفم میکنه گلویم دیگه خسته شد از این همه حرف نگفته

خستم خیلی خسته خسته ام از این همه ......

مواظب باش