بارالها دیگر خسته شدم دیگر توان ندارم میدانم که می دانی بریدم ام

خداوندا می دانم که می دانی دیگه توان زندگی کردن ندارم 

خدای من چه زود پیر شدم در سن جوانی با تمام وجود میگم خدایا دیگه تحمل ندارم

خدایا دست نیازمو به سوی دراز میکنم خدایا تو را به عزتت بریدم 

با سوز دل و قلبی شکسته صدات میکنم  جز تو کسی یاری رسان من نیست 

جز تو کسی بی منت بداد ادم نمی رسه میدانی اگه اشتباهی کردم از سوی ناچاریه

خداوندا با دلی شکسته و چشمای اشکالود قسمتت میدم دلم را لحظه ای آرام کن که ثانیه ای....

خداوندا بریدم به بزرگیت قسم،خداوندا به چشمای خونیم قسمت میدم تنهام نزار😔